بیانیهی «گام دوم انقلاب» به عنوان منشوری برای «دومین مرحلهی خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» که «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد و انقلاب را «به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) هست» نزدیک خواهد کرد به یک حرکت عمومی به سمت چشم انداز نیاز دارد که پیشرفتش منضبط، سریع و محسوس باشد. محور اصلی و اساسی این حرکت را جوانان متعهد انقلابی تشکیل می دهند که می توانند در نظام مدیریّت کشور تحوّل عظیمی را ایجاد کنند.
«یعنی همهی جوان ها، همهی گروههای مؤمن در زمینههای مختلف، هر کاری که برایشان میسّر است، و مطابق با قوانین کشور و مصلحت کشور است، باید انجام بدهند و معطّل کسی نباید بمانند. »
«برای اینكه ما بتوانیم به آیندههای مطلوب برسیم، احتیاج به نسل جوان باهمت پرانگیزهی مومن تلاشگر كاردان راهبلد داریم. »
الزامات این حرکت عمومی به سمت چشم انداز عبارتند از:
شناخت صحنه:
اوّلاً لازم است شناختی از صحنه وجود داشته باشد؛ یعنی جوانانی که این حرکت را انجام می دهند، محور این حرکتند یا تحریککنندهی این حرکتند، بایستی صحنه و عناصر درگیر آن را درست بشناسند. جوان متعهد انقلابی باید بداند تهدیدها، فرصت ها، نقاط ضعف و قوت جمهوری اسلامی کدام است.
جهت گیری:
حرکت عمومی جوانان متعهد انقلابی باید یک جهتگیری مشخّص، منطقی و قابل قبول به سمت جامعهی اسلامی یا تمدّن اسلامی داشته باشد.
وجود عامل امیدبخش:
وجود ظرفیت های فراوان در جمهوری اسلامی و فرسودگی جبهه دشمن یک نقطه روشن و عامل امید بخش در حرکت عمومی جوانان متعهد انقلابی به سمت تمدن نوین اسلامی است.
راهکارهای عملی:
تبیین عناصری که ذکر شد مستلزم دارا بودن ذهن فعّال و زبان گویا است ولیکن راهکارهای عملی به هدایت، تمرکز، پیگیری، فعّالیّت پیدرپی و لحظهبهلحظه نیاز دارند تا بتوانند جوان های جامعه را به پیش ببرند. این پیش برندگی به عهدهی مجموعه هایی از خود ملت به نام جریانهای حلقههای میانی است که نخبگان جوان و تشکل های جوان دانش آموزی و دانشجویی از آن جمله اند.