نوروزعلی ثنائی: مدیران حکمرانیِ رسانه، فضای مجازی و اینترنت کشور چه تصمیمی خواهند گرفت؟
پایه و بنیان هر تمدنی انسان است و استمرار و بقای تمدنها در طول تاریخ، وابسته به پذیرش و همراهی نسلهای انسانی در دورههای مختلف است. ازاینرو، پایداری یک تمدن تنها زمانی امکانپذیر خواهد بود که بر «انسانیت انسان» استوار باشد؛ انسانیتی که وجه تمایز انسان از حیوان بوده و ریشه در فطرت پاک انسانی دارد.
بر این اساس، تمدنی که فاقد شاخصها و مؤلفههای فطری باشد، قابلیت استمرار و پایداری تاریخی نخواهد داشت. تمدن غرب، به دلیل ضعف و فقدان بنیانهای فطری، از چنین پایداریای برخوردار نیست. این تمدن برای جبران نقیصه غیر فطری بودن مبانی خود و بهمنظور تحمیل و حفظ موجودیت خویش، به ابزارهای گوناگون سلطهگری متوسل شده است؛ از جمله سلطه رسانهای، اقتصادی، نرمافزاری، اینترنتی و نظامی.
با وجود این سطح از سلطه و تحمیل بر جهان، از آنجا که تمدن غرب با فطرت انسانی همخوانی ندارد و محور اصلی بقا و استمرار تمدنها انسان است، نشانههای افول آن بهوضوح قابل مشاهده است.
در نقطه مقابل، تمدن ایرانی ـ اسلامی، آنگونه که در بیانیه گام دوم انقلاب تبیین شده، تمدنی مبتنی بر فطرت پاک انسانی، دارای ماهیت جهانشمول و در حال گسترش در جوامع مختلف است. همین ویژگیها موجب نگرانی عمیق تمدن غرب، بهویژه آمریکا بهعنوان مدعی رهبری آن، شده است. ازاینرو، تمدن غرب برای حفظ موقعیت خود، از هر ابزار ممکن علیه تمدن ایرانی ـ اسلامی بهره میگیرد.
در این میان، ایالات متحده آمریکا به عنوان مدعی تمدن غرب، با استفاده از ابزارهای سلطه خود، بهدنبال فروپاشی کشورهایی است که دارای هویت تمدنی و مستقل از سیاستهای سلطهگرانه هستند بخصوص کشور ایران که کاملترین ظرفیت تمدنی جهان را داراست. یکی از مهمترین و کمهزینهترین ابزارهای مورد استفاده آمریکا ایجاد فروپاشی درونی، بهرهگیری از رسانه، فضای مجازی در بستر اینترنت جهانی بهمنظور نفوذ، هدایت و جهتدهی افکار عمومی کشور هدف برای فروپاشی است.
سئوال این است که مدیران حکمرانیِ رسانه، فضای مجازی و اینترنت کشور در این شرایط حساس و ویژه چه مسئولیتی دارند و در این زمینه چه تصمیمی خواهند گرفت؟